میرحسین موسوی
 
سایت چالیسم بلاخره راه افتاد

چون طراحی سایت یه کم طول می کشه و شاید هیچ وقت به انجام نرسه:) بنابراین فعلا با وردپرس کار خودم رو شروع می کنم.

WWW.CHALISM.COM

Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 16:8  توسط محمد  | 

شرمتان باد که پس از سی سال دوباره به همان جای قبلی برگشتیم.

به جای خر، پالانش عوض شده و به جای دیکتاتوری، حکومت اسلامی نشسته است.

خیلی ها با هم که حرف می زنن می گن که اینا(مزدورانی که خیابون جون مردم رو مثل آب خوردن می گیرن) هیچ فرقی با ساواک ندارن.


باید به عرضتون برسونم که اشتباه می کنین شدیداً :

اینها ایدئولوژیکی عمل می کنن.

ساواکی ها می کشتن ولی آدم بودن به هر حال، از روی علاقه به شاه این کارو می کردن. شاید بگین که اینا هم از روی علاقه به خامنه ای این کارو می کنن، این درسته.


اما فرق اینها با ساواکی ها اینه که اعتقاد پشت کارشون هست. اعتقاد!!!!!

یعنی به اینا خوردن که اگه دشمن ولایت فقیه رو بگشی می ری بهشت و کلی حوری و پری می ریزیم تو پر و بالتون...

اینا هیچ فرقی با اون عربای سوسمار خور که برای بهشت می کشتن و حمله می کردن  ونماز می خوندن ندارن.


وقتی دعای بابی انت و امی رو برای خامنه ای سرمیدن انتظار دارین به ما مردم رحم کنن؟؟؟!!!!

پدرومادرشون رو حاضرن فدا کنن، چه برسه به ما...


دلم پره که چرا تهرانی نیستم که بیام تو خیابون و جانم رو فدا کنم...

دلم پره....


مرگ براین دیکتاتوری بزرگ....

نفرین بر این دروغ...

زنده باد آزادی ...


Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 13:56  توسط محمد  | 

باز هم این یوزپلنگ دوست داشتنی از ما دعوت کرد و ما هم برحسب وظیفه لبیک می گیم.

---------------------------

صحبت از جمهوری اسلامی کردی یوز پلنگ جان:

اساساً مفهوم "جمهوری" دارای یه سری ویژگی هایی هستش که دین ناقض اون ویژگی هاست. بنابراین جمهوری اسلامی از اون خزعبلاتیه که بهد از انقلاب دادن به خورد ملت.

یه پارادوکس بزرگ...

اما نمی خوام خیلی در مورد این موضوع بحث کنم و بیشتر دلم می خواد برم سمت اصلاح الگوی مصرف.

یه نگاهی به این پیوند ها بندازین:

كمك 154 ميليون دلاري ايران به افغانستان


شهرداري 3 ميليارد تومان به شيعيان لبناني كمك مي‌كند

سفر هیات ایرانی برای کمک به بازسازی لبنان

142 مرکز آموزشي، 51 مرکز ديني، 19 مرکز بهداشتي، 10 پل اصلي در لبنان

کمک ماهیانه 90 هزارتومانی ایران به صدهزار کارگر فلسطینی


افزایش 100 درصدی کمک‌های ایران به آذربایجان

15 سال کمک کمیته امداد به آذربایجان


ایران 330 میلیون دلار به پاکستان کمک می‌کند


و صدها مطلبی که همتون در این مورد به اندازه کافی دیدید و شنیدید و خوندید.


فقط می خوام اینو بگم که آیا تمام مشکلات کشور ما برطرف شده که مسئولین کشور برای بازی های کثیف سیاسی خودشون میلیاردها تومن از سرمایه های این سرزمین رو می بخشن به این و اون تا اونها هم بگن که آمریکا بد است؟!!!!

همین؟


و این پیوند رو هم ببینید

برای خنده بد نیست:

كمك رهبر انقلاب به ساخت مسكن محرومان(20میلیون تومان)



Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 14:19  توسط محمد  | 

باید باور کنم که مردم ما اونقدر عقلشون به چشمشون هست که این حرف ها هنوز در اونها تاثیر داره .

انگار کافی نبود این چهار سال که بفهمن نباید به اونچه می شنوند اعتماد داشته باشن. یه لینکی رو در بالاترین دیدم مبنی بر سوار کردن یه جوون توسط میرحسین.  رفتم و منبع رو هم دیدم. خبرگزاری آفتاب

لینک منبع


دوتا حالت داره :

1- اینی که اینو نوشته دوستدار موسوی هستش و می خواد تبلیغ بکنه براش

2- از دشمنانش هستش و با این روش فوق العاده می خواد تخریبش کنه.


کاری به میر حسین ندارم. ولی فقط می خوام بگم که نوشتن این چیزا فاجعه ست...


همیشه می گن که بهترین روش تخریب چیزی، طرفداری نادرست از اون چیزه. و این بهترین تخریبی بود که در این مدت دیده بودم...

شاید برای من که در این انتصابات رای نخواهم داد خیلی مهم نباشه که احمدی نژاد در بیاد یا موسوی. ولی بهتره بدونید که موسوی هیچ چی هم نداشته باشه حداقل حرف زدن بلده و با شخصیته. هر چند بعید نیست که این هم به زودی گندش در بیاد...

وقتی رای دادن من و تو تاثیری نداشته باشه و همونی که می خوان می شه رئیس جمهور، پس شرکت در این انتصابات توهین به شعور انسانی خودمون هستش و بس.

Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:48  توسط محمد  | 

گاهی در یک تبلیغ حرف های بسیاری برای شنیدن هست که در هیچ نوشته ای نمی شه اونها رو خوند.

تاثیرگذاری یک تبلیغ تصویری خوب بسیار بیشتر از انواع دیگه ی تبلیغاته.

چن تاشو چن وقت پیش دیدم که اتفاقی امروز به آرشیوم که سرک می کشیدم دیدمشون.

اعدام رو در جهان متوقف کنید:


سیگار و تاثیرپذیری کودکان:


استفاده از کمربند ایمنی :



محل پارک برای رانندگان مست:


چاقی کودکان:



چاقی خودکشی است:


کودکان به والدین نیاز دارند:



Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:43  توسط محمد  | 

اصلاح الگوی مصرف یعنی این :

Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:23  توسط محمد  | 

آدم که دستش نرود به نوشتن قطعاً فاجعه ای در کار است...

شاید  اینو نوشتم برای اینکه خیال خودم رو راحت کنم که هیچ فاجعه ای در کار نیست. خیلی خسته ام از اینکه هیچ کاری نمی تونم بکنم برای همه..

مهدی احمق شد و زن گرفت و رفت(هرچند به آرزوی ۸ ساله اش رسید)، سجاد هم احمق تر شد و رفت (هرچند اون هم به آرزوی چهار پنج ساله اش رسید) ، سعید عاقل شده داره طلاق می گیره(کورشه اون چشمی که از آزاد شدن دوستش ناراحت باشه)، مهرداد که تو باغ نیسترضا هم یه برنامه ی کوتاه مدت برای خر شدن (ازدواج) داره ، پروانه که هیچی(انقدر خواهد موند که خواهد ترشید بس که تو حرف زدن سوتی می ده) فرزانه که دلم براش تنگ شده(برای پخمگی هاش) خودم هم که دارم چال می کنم. دلم برای فیلم دیدن و تخمه خوردن با بچه ها تنگ شده...

شاید برای دوهفته دور بودن این همه دلتنگی خیلی زیاد باشه (شاید رودل کردم) نمی دونی وقتی حتی بلیط هواپیمات رو گرفته باشن که کمی بیشتر بمونی ولی راحت تر سفر کنی، با این حال دلت نیاد که بری، چه دردی داره؟!

که هر روز امروز و فردا کنی و یه بار پیچ خوردن پا رو بهانه کنی و یه بار سرما خوردگی و یه بار لپ تاپ دوستت و دیگه بهونه ای پیدا نکنی...

روزی ۲۰ ساعت با هم بودن...

خونواده که آرزوی داشتن یه شب شام بری خونه و نمی رفتی (نه اینکه دلت نمی خواست، سرت کمی شلوغ بود)

خواهرت که شاید بیشتر از زندگی خودت و بچه هاش (شاید) به فکر تو بود...

پدری که به همه، همه جور گیر می داد ولی از تو مطمئن بود و چیزی بهت نمی گفت حتی وقتی ساعت ۴ صبح فقط برای خواب می رفتی خونه... حتی وقتی این اواخر فهمید که عقاید سیاسیت ۱۸۰ درجه متفاوت تر از عقایدشه و کاملا مخالفشی...

مادری که وقتی تو خونه می دیدت همه کار برات می کرد...

فامیل هایی که هر از گاهی میومدن و خون به دلت می کردن (با اینکه نمی رفتی خونه که مبادا ببینی شون)

برادرت که تازه فهمیده بودی باید باهاش دوست بشی...

دفترکاری که حتی روزهای جمعه نمی تونستی نری توش...

و از همه بیشتر هم پیاله شدن با دوستانت که انگار همه یکی ان... چی بگم...

و اونایی که اینا رو دارن می خونن و یه لبخند معناداری گوشه ی لبشونه.... همه و همه حالت رو می گیره و سفر رو برات زهر مار می کنه با تمام شیرینی هایی که بودن با علی و شب پرسه ها و هوای عطرآگین شیراز و گفتگو از ایمان و عقل و فلسفه و منطق مطلق و .... داره...

 

اینجاست که فقط وینستون لایت کمکت می کنه که کمی حال و هوای خیالت رو دودی کنی و چیزی رو نبینی...

پس من هستم تا وینستون لایت هست....

زنده باد وینستون لایت

 

Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 18:34  توسط محمد  | 

" ذهن احمق مانند مردمک چشم است :

هرچه نوربیشتری به آن بتابانید تنگ تر می شود"

اولیور وندل هولمز

Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 14:12  توسط محمد  | 

«لحن آخوندمنشانه محمود احمدی‌نژاد نشان می‌دهد که حکومت ایران خطرناک‌تر از پیش است ولی در اواخر عمر خود نیز به ‌سر می‌برد. انقلاب، شکست خورده، و هر وقت که یک انقلاب به زور بخواهد خود را بازسازی کند این نشانه پایان عمر آن است.»

این بخشی از گفته های آقای Thomas P.M. Barnett در شماره ی 25 روزنامه دپرس است که در سایت رادیو زمانه خواندم.

چیزی که بارها و بارها با دوستانم در موردش گفتگو کرده ایم و در آخر همه به این نتیجه رسیده ایم که شاید به عمر ما قد ندهد ولی نسل بعدی شاهد سرنگونی این رژیم خواهند بود.

انسان ذاتاً طبع آزادی و آزادی طلبی دارد. همین دلیل باعث شد که روسو (فیلسوف فرانسوی) که هیچ تشابه فکری و فلسفی با ولتر (فیلسوف فرانسوی) ندارد، دست به دست او بدهد برای براندازی حکومت فرانسه و انقلاب...

وقتی ملایان این نظام دم می زنند که منطقی ترین دین جهان را دارند و به تمامی پرسش های یک انسان پاسخ می دهند، چرا باید جلوی ابراز عقیده (فقط ابراز عقیده) یک انسان را که در همنوع خواهی اش به رنج اش آورده بگیرند و به شدت مجازاتش کنند؟

چرا وقتی در قرآنشان نوشته لا اکراه فی الدین، به محض خروج یک انسان! از دین شریفشان باید اعدامش کنند؟؟؟

چرا از این همه اتفاقاتی که در نیا می افتد و این همه ابراز عقیده و نظر، فقط آنهایی را به خورد مردم می دهند که دلشان می خواهد و در راستای منافعشان است؟؟؟؟

مگر نه اینکه در اسلام دروغ یک گناه کبیره است، در حالی که هر روز از سردمداران این حکومت دروغ می شنویم، انگار که نافشان را با دروغ بسته اند؟

مگر اینها شیعه و مخلص همان علی ای نیستند که با خوارج که تشنه ی خونش بودند همچون سایر مردم برخورد کرد و حتی در دادن بیت المالشان امساک نورزید، و در پاسخ تمامی کارشکنی ها و فحاشی هایشان سکوت کرد و بس؟

پس چرا پاسخ هر اعتراضی در این حکومت سر به نیست شدن است و زندان و شکنجه؟؟؟


نمی دانم

دو تا حالت دارد:

1- یا آن علی کافر بود

2- یا این علی بالاتر از آن علی ست

---------------------------------------------------------------

پی نوشت :

باز بوی باورم خاکستریست
صفحه های دفترم خاکستریست

پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه می گفتند باور داشتم

دست ها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد

مژدگانی ای خیابان خوابها
می رسد ته مانده بشقابها

در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز

سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ

گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها

من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها


Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 16:35  توسط محمد  | 

خوب اگه به عشق ابولفضل نمی تازیدی، یه کم تند تر می رفتی و بیچاره مان نمی کردی در جاده شلوغ...

سالار لطفاً به عشق میشائیل شوماخر بتاز...


Delicious Balatarin


+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 21:17  توسط محمد  |